حکایتی از حضرت علی (ع) در مورد اخلاق خوب

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    علی (علیه السلام) و کاسب بی ادب:

    در ایامی که امیرالمومنین (علیه السلام) زمامدار کشور اسلام بودند، اغلب به سرکشی بازارها می رفتند و گاهی به مردم تذکراتی می دادند.

    روزی از بازار خرما فروشان گذر می کردند، دختر بچه ای را دیدند که گریه می کند، ایستادند و علت گریه اش را سۆال کردند. او در جواب گفت: آقای من یک درهم داد خرما بخرم، از این کاسب خریدم به منزل بردم امّا نپسندیدند، حال آورده ام که پس بدهم کاسب قبول نمی کند.

    حضرت به کاسب فرمود: این دختر بچه خدمتکار است و از خود اختیاری ندارد، شما خرما را بگیر و پولش را برگردان.

    کاسب از جا حرکت کرد و در مقابل کسبه و رهگذرها با دستش به سینه امام علی (علیه السلام) زد که او را از جلوی دکانش رد کند.

    کسانی که ناظر جریان بودند آمدند و به او گفتند، چه می کنی این علی بن ابیطالب (علیه السلام) است!!

    کاسب خود را باخت و رنگش زرد شد، و فوراً خرمای دختر بچه را گرفت و پولش را داد.

    سپس به حضرت عرض کرد: ای امیرالمومنین (علیه السلام) از من راضی باش و مرا ببخش.

    حضرت فرمود: چیزی که مرا از تو راضی می کند این است که: روش خود را اصلاح کنی و رعایت اخلاق و ادب را بنمایی.

    نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : جمعه 19 آبان 1396 ساعت: 17:36
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها